بیش از چهار دهه پس از روی کار آمدن جمهوری اسلامی، کارنامه سیاه و ویرانگر این رژيم ایران را عملا به انزوای سیاسی و بحران ساختاری اقتصادی کشانده و جامعه را بار دیگر به نقطه انفجار رسانده است. مردم ایران که از سیاستهای مخرب جمهوری اسلامی به ستوه آمدهاند، بار دیگر به خیابانها ریختهاند تا کشورشان را نجات دهند.
دامنه خیزش مردمی اخیر که در واکنش به سقوط ارزش پول ملی و بحران اقتصادی آغاز شد، هر روز گستردهتر میشود و مردم ایران در شهرهای مختلف این کشور تظاهرات میکنند و علیه سیاستهای ضدملی رژيم شعار میدهند.
جمهوری اسلامی در طول چند دهه گذشته داراییهای ملت ایران را در پروژههای توسعهطلبانهای هزینه کرده که جز رنج و تحریم، حاصلی برای مردم ایران نداشته است. علاوه بر آن، فروپاشی پیدرپی متحدان و گروههای شبهنظامی وابسته به جمهوری اسلامی، نشان میدهد که تمامی سرمایهگذاریهای فرامرزی این رژیم بر باد رفته و پروژههای توسعهطلبانهاش عملا شکست خورده است.
حالا از دمشق تا کاراکاس، رشتهها گسسته شدهاند. حماس به حاشیه رانده شده، حزبالله لبنان که دبیرکل و شمار زیادی از رهبران و فرماندهان برجسته آن کشته شدند، در حال فروپاشی است، گروههای شبهنظامی وفادار به جمهوری اسلامی در عراق در محاصره و تنگنا قرار دارند.
تحریمهای بینالمللی علیه تهران نیز در حالی شدت میگیرند که نیاز جمهوری اسلامی به منابع مالی هر روز بیشتر میشود؛ آن هم در شرایطی که رهبران جمهوری اسلامی بر این باورند که تنها راه نجات این رژیم توسعه برنامه هستهای و دستیابی به موشکهای پیشرفته است.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
میلیاردها دلار برای شبهنظامیان نیابتی و هفت دلار برای خانواده ایرانی
همزمان با وخیمتر شدن بیسابقه بحران اقتصادی در ایران، شکاف فاحش میان میلیاردها دلاری که رژیم جمهوری اسلامی صرف پروژههای توسعهطلبانه فرامرزی میکند و کمترین امکاناتی که به مردم فقیر و گرسنه ایران میرسد، هر روز عیانتر میشود.
در حالی که سالانه میلیاردها دلار از ثروت این کشور برای تامین مالی شبهنظامیان فرقهای و فعالیتهای نظامی فرامرزی به هدر میرود، بسیاری از مردم ایران در سایه تورمی افسارگسیخته و سقوط شدید قدرت خرید، حتی از تامین ابتداییترین نیازهای زندگی خود ناتوان ماندهاند.
تصمیم دولت برای پرداخت یارانه معادل تنها هفت دلار به هر خانواده تازهترین نشانه از فاصله عمیق حاکمیت با واقعیت زندگی مردم در ایران است. رقمی که نهتنها پاسخگوی هیچیک از نیازهای معیشتی نیست، بلکه حتی در حد یک اقدام نمادین نیز معنا پیدا نمیکند.
این عدد ناچیز نهتنها عمق بیاعتنایی قدرت حاکم به رنج مردم را عیان میکند، بلکه بهروشنی نشان میدهد که اولویتهای رژیم نه امور داخلی و ملی، بلکه به ماجراجوییهای خارجی است. به همین دلیل تصمیم دولت بیواکنش نماند، بلکه جرقه جدیدی را روشن کرد که به تشدید خشم عمومی منجر شد و دامنه اعتراضها را به شهرهای بیشتری ایران گسترش داد. معترضان به خیابانها آمدند تا مخالفت خود را نه فقط با یک رقم ناچیز، بلکه با سیاستی اعلام کنند که در آن هزینههای نظامی و برونمرزی بر معیشت مردم و قدرتنمایی خارجی بر ثبات داخلی ترجیح داده میشود.
سقوط مادورو؛ پیامی که از دور هشدار میدهد
هزاران کیلومتر دورتر از تهران، اتفاقی در ونزوئلا رخ داد که پژواکش تا ایران رسید. آنچه در این کشور گذشت، رویدادی معمولی نبود، بلکه هشداری روشن برای هر نظامی بود که بقا را در سرکوب، انزوا و فاصله گرفتن از مردم میبیند.
سقوط مادورو ناگهان اتفاق نیفتاد، بلکه پیامد طبیعی تاریخی طولانی از شکست اقتصادی، فروپاشی دولت و قطع ارتباط میان دولت و جامعه بود. مادورو، متحد رژیم ایران و حزبالله که روزگاری با افتخار از او یاد میشد، امروز به نماد فروپاشی «محور مقاومت» بدل شده است. او که با بالا بردن انگشتش ترامپ را به چالش کشیده بود، تنها چند ساعت بعد در حالی که دستبند به دست داشت، خود را در خاک آمریکا و در برابر دادگاه یافت.
امروز همان صحنه در ایران در حال تکرار است. رژیمی که دیگر قادر به نجات خود نیست، چگونه میتواند از شبهنظامیان نیابتی خود در منطقه محافظت کند؟ اقتصاد ایران در حال فروپاشی است، پول ملی ارزش خود را از دست داده، اعتراضات مردمی شدت گرفته و حکومت جز شعار و حرف، چیزی در چنته ندارد. تجربه نشان داده است وقتی نظامها به این نقطه میرسند، ناگهان فرو میریزند و متحدانشان هم بیتردید از آنها فاصله میگیرند.
ترامپ تهدید به جنگ میکند
وقتی از ترامپ درباره موضعش در قبال تحولات اخیر ایران پرسیده شد، او رژیم جمهوری اسلامی را تهدید کرد و گفت: اگر به معترضان شلیک کنند، ایالات متحده برای نجات آنان وارد عمل خواهد شد.
در همین حال، سازمان اطلاعات اسرائیل در حال تهیه گزارشی برای ترامپ درباره افزایش فعالیتهای هستهای و موشکی جمهوری اسلامی است. این گزارش نشان میدهد که حمله احتمالی آمریکا و اسرائیل به ایران دیگر چندان دور از انتظار نیست. بنابراین، امروز جمهوری اسلامی در دشوارترین شرایط خود قرار دارد: دامنه اعتراضات مردمی بهطور فزایندهای گسترش مییابد، متحدان رژیم یکی پی دیگری از صحنه حذف میشوند و بعید نیست واشنگتن آنچه را در کاراکاس انجام داد، در تهران هم انجام دهد.
آیا خامنهای برای پرهیز از سرنوشت مادورو، مانند بشار اسد پا به فرار خواهد گذاشت؟
گزارشهای اخیر درباره «طرح فرار خامنهای» تصویری روشن از نگرانی و آمادهباش بالاترین مقام جمهوری اسلامی ارائه میدهد.
بر اساس گزارش اطلاعاتی که روزنامه «تایمز» به آن دست یافته، خامنهای طرحی جایگزین برای فرار از کشور دارد. این طرح در صورتی اجرا خواهد شد که نیروهای امنیتی قادر به مهار اعتراضها و سرکوب معترضان نباشند یا از فرمان خامنهای سرپیچی کنند.
طبق این گزارش، خامنهای قصد دارد با حدود ۲۰ تن از مشاوران و اعضای خانوادهاش، از جمله مجتبی، پسر و جانشین احتمالیاش، تهران را ترک و به روسیه فرار کند. این برنامه الهام گرفته از تجربه فرار بشار اسد است و در ترس خامنهای از دچار شدن به سرنوشت مشابه مادورو ریشه دارد.

