چپگرایان در ایالات متحده کاملا گیج و سردرگم شدهاند و در حالی که ایرانیها در سراسر جهان مرگ علی خامنهای را که دههها با دیکتاتوری و استبداد بر ایران حکومت میکرد، جشن گرفتهاند، لیبرالها در ایالات متحده اقدام نظامی دولت دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا، را برای آزادسازی ملت ایران محکوم میکنند.
مخالفت با حمله مشترک ایالات متحده و اسرائیل به ایران گسترده و سریع بود؛ روندی که بخشی از آن ناشی از «سندروم ترامپهراسی» و مخالفت با هر آن چیزی است که ترامپ انجام میدهد و بخش دیگر آن هم به مخالفت با سیاستهای اسرائیل برمیگردد.
به محض اینکه اقدام نظامی آمریکا و اسرائيل علیه جمهوری اسلامی آغاز شد، دموکراتها شروع به اعتراض کردند. بهعنوان مثال، سناتور دموکرات، کریس مورفی، آن را «به طرز خطرناکی غیرقانونی و اشتباهی در ابعادی حیرتآور» خواند و رئیسجمهوری آمریکا را بهعنوان «دیکتاتور بالقوه» محکوم کرد. مورفی سیاست اسرائیل در غزه و کرانه باختری را هم «غیراخلاقی» خواند و اعلام کرد که از کمکهای نظامی بیشتر به اسرائیل حمایت نخواهد کرد.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
دموکراتهای ضداسرائیلی در مجلس نمایندگان نیز همین روند را پی گرفتند. به طوری که رشیده طالب در مطلبی نوشت: «واضح است که دولت نسلکش اسرائیل به کودکان و زندگی انسانها، از جمله جان عزیزان ما در ارتش، اهمیتی نمیدهد.»
از سازمان ملل که بیارزشی و بیعملیاش را نشان داده است، هم انتقاداتی شنیدیم. به طوری که آنتونیو گوترش، دبیرکل این نهاد، حملات هوایی ایالات متحده و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی را محکوم کرد و خواستار مذاکرات فوری شد «تا منطقه و جهان را از لبه پرتگاه دور کند».
این در حالی است که منتقدان میگویند گوترش سازمان مللی را اداره میکند که «آشکارا سوءگیری ضداسرائیلی» دارد و برای منزوی کردن اسرائیل تلاشهای یکجانبهای را پیش برده است؛ سوءگیری که به گفته «آیپک»، گروه حامی اسرائیل، پس از حمله ۷ اکتبر حماس تشدید شد.
رهبران اروپایی هم در حاشیه ایستادند و در ابتدا از ابتکار عمل ایالات متحده و اسرائیل فاصله گرفتند. کییر استارمر، نخستوزیر بریتانیا، در آغاز، از دادن اجازه به ایالات متحده برای استفاده از پایگاههای هوایی این کشور خودداری و در نتیجه جتهای آمریکایی را مجبور کرد تا برای اجرای ماموریت، پروازی بیش از ۲۰ ساعت انجام دهند. البته او بعدا از موضع خود عقب نشست که با انتقادهایی از هر دو سو روبرو شد.
برخی دانشجویان نیز وارد ماجرا شدند. به طوری که گروهی ضداسرائیلی در دانشگاه کلمبیا که سال گذشته برای اعتراض به جنگ غزه چادرهایی برپا کرده بود، پس از کشته شدن خامنهای، عبارت «مرگ بر آمریکا» را به فارسی منتشر کردند. تد کروز، سناتور جمهوریخواه، خواستار اخراج فوری دانشجویان خارجی منتشرکننده چنین پیامهایی شد.
در همین حال، زهران ممدانی، شهردار مسلمان تازه منصوبشده نیویورک، جنگ رئیسجمهوری ترامپ با جمهوری اسلامی را بهشدت محکوم کرد و گفت: «حملات نظامی به ایران نشاندهنده تشدید فاجعهبار یک جنگ تجاوزکارانه غیرقانونی است».
او افزود: «علاوه بر این، میخواهم مستقیم با ایرانیان نیویورکی صحبت کنم: شما بخشی از بافت این شهرید. شما همسایگان ما، صاحبان مشاغل کوچک، دانشجویان، هنرمندان، کارگران و رهبران جامعه هستید و اینجا در امان خواهید بود.» ممدانی با این فرض که ایرانیان ساکن ایالات متحده مانند او به حمله به حکومت آیتاللهها واکنش نشان خواهند داد، چنین اظهاراتی را مطرح کرد، اما ایرانیان شادمان در میدان تایمز جمع شدند تا مرگ یکی از منفورترین و وحشیترین دیکتاتورهای تاریخ را جشن بگیرند.
قطعا برای ترس از رویارویی نظامی با جمهوری اسلامی ایران دلایل معتبری هم وجود دارد. این کشور زرادخانه عظیمی از موشکهای بالیستیک، ارتشی آموزشدیده و اکنون انتقامجو دارد و میتواند با بستن تنگه هرمز، عرضه نفت جهان را مختل کند. همچنین، ایران کشوری بزرگ با ۹۰ میلیون نفر جمعیت است که ممکن است از ملاها متنفر باشند، اما برای سرنگونی این حکومت دینی هیچ سلاحی ندارند.
با این همه، آنچه بر این دلایل غلبه میکند، این است که جمهوری اسلامی دههها است جز خونریزی و ویرانی برای اسرائیل، ایالات متحده و خاورمیانه چیزی به همراه نیاورده است. در حالی که رژیم حاکم بر ایران همچنان به تامین مالی گروههای تروریستی نیابتی خود ادامه میدهد و سرسختانه ساخت موشکهای دوربرد و بمب هستهای را دنبال میکند، هیچ صلح یا پیشرفتی در منطقه نمیتواند وجود داشته باشد.
دموکراتهایی که برای لغو توافق هستهای اوباما با ایران سوگواری میکنند، مطمئنا بهتر میدانند که آن توافق نقایص جدی داشت، غیرقابل تایید بود و از روز اول، جمهوری اسلامی مانع از اجرای کامل ماموریت بازرسان سازمان ملل شد.
اکنون ترامپ به حکومت وحشت و دیکتاتوری علی خامنهای پایان داده و منطقه را به شیوهای که هیچکس نمیتوانست تصور کند، متحد کرده است. اقدامی که آن را «تلاش عادلانه» میخواند و ابراز امیدواری میکند ایران آزاد در آینده به متحدی قابلاعتماد بدل شود.
برگرفته از فاکسنیوز

