فردا نوروز، این میراث جاودان ایرانزمین را گرامی میداریم؛ آیینی که قرنها پیامآور نو شدن، امید و رستاخیز بوده است. اما نوروز امسال، تنها جشن آغاز بهار نیست؛ نماد همبستگی ما با ملتی است که برای آزادی خویش ایستاده است. سالی که گذشت سالی عادی نبود؛ سالی بود که پردهها کنار رفت و حقیقت با صدای بلند سخن گفت. اگرچه در همین چند روز اخیر، هلاکت ضحاک زمان، علی خامنهای، قاتل هزاران جوان رعنای ایرانی، به همراه جمعی از سرکردگان فاسد سپاه تروریستیاش، دل بسیاری از ایرانیان را شاداب ساخته است، اما نمیتوانم انکار کنم که در کنار آن شعف و احساس رهایی، با وجوهی از تامل و سوگواری نیز در برابر شما ایستادهام.
در وجه نخست اینکه مانند بسیاری از شما من نیز داغدار جوانان این سرزمینم؛ همین دو ماه پیش، بار دیگر خون بر خیابانهای ایران جاری شد و جوانان بسیاری را از ما گرفت. این اندوه، اندوه شخصی من نیست؛ اندوه برای نسلی است که به جای ساخت آینده، به خاک سپرده شد. دهها هزار تن از بهترین فرزندان ایران، جوانانی که میتوانستند آینده این سرزمین را بسازند، به دست رژیم کودککش جمهوری اسلامی به قتل رسیدند. هر نام، رویایی بود و هر رویا، جهانی از امید. این داغ، داغ یک ملت است.
در وجه دوم نیز نمیتوانم غم خود را پنهان کنم که وضعیت کشور ما به جایی رسید که یک ملت بزرگ ناچار شد به حمله نظامی توسل جوید تا بتواند از این فلاکت محض، از این جهنم اسلامی رهایی پیدا کند. به عنوان یک میهنپرست نمیتوانم این احساس خودم را پنهان کنم که از پرواز جنگندههای خارجی بر آسمان کشورم احساس خوبی ندارم اما ۴۷ سال ستمکاری و قتل بیامان دهها هزار ایرانی، چه راه دیگری مقابل این ملت نجیب و فروتن گذاشته بود؟ احساس من احساس آن شهروندان میهنپرست فرانسوی است که وقتی کشورشان تحت اشغال اشغالگران نازی و سلطه خیانتکاران رژیم ویشی بود، در قالب نهضت مقاومت فرانسه برای آزادی کشورشان تلاش کردند و بر اساس چنان نگاهی بود که از ورود آمریکا به جنگ استقبال کردند تا کشورشان زودتر طعم استقلال راستین و آزادی از اشغالگران نازی و خیانتکاران ویشی را بچشد.
بله خوب میدانیم آزادی هزینه دارد. اما ملت ایران بهایی سنگینتر از آنچه تاریخ معاصر به یاد دارد پرداخته است. نزدیک به ۴۷ سال سرکوب، زندان، شکنجه، تحقیر، غارت و خشونت؛ برای اینکه این ملت خاموش بماند. اما ملت ایران خاموش نماند و هزینه این بیداری را با جان شیرین فرزندان خویش پرداخت. جوانانی که با شعار «جاویدشاه» و «پهلوی بر میگرده» در خون پاک خویش غلتیدند و بر خیابانهای ایران امضای شرافت و شجاعت خویش را به یادگار گذاشتند.
ای جوانان جاویدنام آریامهری! نام شما چون ستارگان تابناک، همیشه تاریخ در آسمان ایران خواهد درخشید و ما با شما عهد میبندیم لحظهای، حتی برای لحظهای از پیگیری رویای شما برای استقرار دولت ملی و دموکراتیک در میهن کهن از پا ننشینیم.
امروز ملت ایران جسورتر و آگاهتر از همیشه ایستادهاند. ترس فرو ریخته و اراده ملی شکل گرفته است. زمان آن رسیده که ایرانیان در شأن تاریخ و تمدن خود زندگی کنند. در همه این سالها، سازمان نوفدی پابهپای ملت ایران ایستاد. ما اگرچه در واشنگتن مستقر بودهایم، اما دل و دغدغهمان با تهران و تبریز و اصفهان و مشهد و شیراز و اهواز و سنندج و یاسوج و زاهدان و جایجای ایران تپیده است. فاصله جغرافیایی هرگز ما را از رنج خیابانهای ایران جدا نکرد. هر تصمیمی که در نوفدی گرفته شد، با نگاه به فردای همان مردمی بود که در آن سوی جهان برای آزادی و عظمت فریاد میزدند. ما خود را نه ناظری از دور، که همراه و همدل ملت میدانستیم؛ همراهی که تلاش میکند صدای آنان را به گوش جهان برساند و امیدشان را در قلب جهان آزاد بازتاب دهد. امروز، من از هستی سپاسگزارم که زندهام که خفت و ذلت و خواری جمهوری کودککش اسلامی را با چشم خود میبینم.
در این سالها، ما بیش از هر زمان دیگری به هم نزدیک شدیم. اختلافها رنگ باخت و اصول مشترک برجسته شد. مشخصا در ماههای اخیر، چند حقیقت بنیادین برای همگان روشن شد و آن این بود که:
این انقلاب ملی، پرچمی دارد که مردم میتوانند با افتخار زیر آن گرد آیند؛ پرچم شیروخورشیدنشان ایران و این انقلاب، رهبری ملی دارد و ملت ایران امروز بهروشنی میداند آن مشعلدار و آن راهبر کیست.
اعتبار این ثبات و امید، از آنِ مردی است که هرگز در این سالهای طولانی از اصول ملی و چشمانداز بلندمدت خود برای ایران منحرف نشد. مردی که بیش از سه دهه پیش، برای نخستینبار با او دیدار کردم؛ آن روزها موی سپیدی در سر نداشت، و امروز دیگر موی سیاهی بر سر ندارد. این گذر زمان، تنها تغییر رنگ مو نبود؛ گواه سالهایی است که بیوقفه در راه آرمانی بزرگ صرف شد. والاحضرت ولایتعهد شاهزاده رضا پهلوی بهترین سالهای زندگیاش را وقف آینده ایران کرد.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
واقعا چه نیرویی انسانی را بر آن میدارد که جوانی و آسایش خود را در راه مبارزهای طولانی فدا کند؟ چه تعهدی او را به ایستادگی در برابر بیعدالتی و دفاع از آزادی بیان وا میدارد؟ چه ایمانی سبب میشود از اصول خود عقب ننشیند و ملت را به همبستگی فراخواند؟ چه احساسی او را وامیدارد همچون پدری دلسوز برای یک ملت بیندیشد و عمل کند؟
پاسخ روشن است. او تنها وارث یک نام نیست؛ وارث یک مسئولیت تاریخی است. فرزند شاهنشاه آریامهر و نوه رضا شاه بزرگ؛ و بیتردید خون آن تاریخ پرشکوه در رگهای او جاری است. ما قدردان بینش، باور و پایداری والاحضرت ولایتعهد شاهزاده رضا پهلوی هستیم. و در کنار ایشان، از والاحضرت یاسمین عمیقا سپاسگزاریم؛ بانویی که همچون کوه دماوند، استوار و خاموش، پشت همسر خود ایستاد و در سختترین سالها تکیهگاه این مسیر بود.
امسال، نوروز برای ما تنها آغاز بهار طبیعت نیست؛ نویدبخش بهار ایران نیز هست. بیایید با هم، با ارادهای روشن برای ساخت ایرانی آزاد، دموکراتیک، آباد و سربلند گام برداریم و با جوانان جاویدنام انقلاب ملی ایران عهد ببندیم که سوگند به اندوه آریامهر، اندوه مادران و پدران فرزند از دستداده، اندوه ما نیز هست و ما این اندوه بزرگ را به کاری بزرگ بدل خواهیم کرد و در راه تحقق آرزوی این جوانان برای برخورداری از ایرانی پرشکوه و باعظمت، تا میتوانیم تلاش خواهیم کرد.
ما به عنوان ایرانیِ میهنپرست حق نداریم نومید شویم. ما فرزندان فردوسی طوسی هستیم که هزار سال پیش از زبان سِپَهبد ساسانی، رستم فرخْهرمز که در جنگ با سپاه تازیان به سر میبرد نوشته بود: «تو را ای برادر تن آباد باد / دل شاهِ ایران به تو شاد باد / دو دیده ز شاهِ جهان بر مدار / فدا کن تن خویش در کارزار / که زود آید این روز اَهرِمنی / چو گردونِ گردان، کند دشمنی».
این سخن شاهنشاه آریامهر خطاب به ملت ایران هیچگاه نباید از خاطر ما بیرون رود و آن اینکه: «در تاریخ ایران، مقدر چنین بوده است که هرگز اهریمن را در این سرزمینِ فروغِ جاوید امکان پایگرفتن نباشد». به پاس این فرمایش آریامهری ما حق نومیدی نداریم؛ ما بایستی بازتاب امید ایرانیانی باشیم که در آن سرزمینِ فروغِ جاوید در حال مبارزه با اهریمن هستند. من عمیقا امیدوارم و بلکه باور دارم که ملت ایران پیروز جنگ نور بر تاریکی خواهند بود و در این جنگ مدرنیته با ارتجاع سرخ و سیاه، بار دیگر، عظمت ایران، رفاه مردمان، میهنپرستی و شاهدوستی را دگرباره بر صدر خواهند نشاند.
پاینده ایران!
برگرفته از سخنرانی دکتر سعید گنجی، مدیرعامل «اتحادیه ملی برای دموکراسی در ایران» (نوفدی - NUFDI) در گردهمایی نوروز ۲۵۸۵شاهنشاهی به میزبانی نوفدی

