تعرض به قلمرو سعودی؛ قماری پرهزینه که به زیان جمهوری اسلامی رقم می‌خورد

حمله به کشورهای همسایه، هزینه‌های سیاسی و راهبردی سنگینی را به جمهوری اسلامی تحمیل می‌کند

با آغاز حملات مشترک آمریکا و اسرائیل به ایران در ۲۸ فوریه ۲۰۲۶، خاورمیانه بار دیگر وارد چرخه‌ای تازه از جنگ و بی‌ثباتی شد. تحولات به‌گونه‌ای پیش رفت که ممکن بود نقطه عطفی در معادلات راهبردی منطقه رقم زند؛ موقعیتی که جمهوری اسلامی می‌توانست با قرار گرفتن در جایگاه کشوری موردتهاجم، خود را قربانی تجاوز خارجی معرفی کند و از موجی کم‌سابقه از همدلی و حمایت منطقه‌ای و حتی بین‌المللی بهره گیرد، اما برخلاف این تصور، واکنش رژیم ایران سنجیده و به چارچوب درگیری با طرف مهاجم، محدود نبود.

تهران به‌ جای تمرکز بر پاسخ مستقیم به طرف مقابل، کشورهای حوزه خلیج فارس، به‌ویژه عربستان سعودی را هدف قرار داد و با این اقدام مخاطره‌آمیز، دامنه درگیری را به‌گونه‌ای گسترش داد که هزینه‌های سیاسی و راهبردی سنگینی را به جمهوری اسلامی تحمیل می‌کند. این رویکرد نادرست معادله بحران را پیچیده‌تر کرد و چه‌بسا هزینه‌هایی سنگین‌تر از دستاوردهای احتمالی بر دوش تهران بگذارد؛ هزینه‌هایی که با مدیریت هدفمند بحران، قابل پیشگیری و اجتناب بودند.

رویکردی نادرست که جمهوری اسلامی را در انزوای بیشتری فرو برد

از نخستین لحظات آغاز جنگ، جمهوری اسلامی می‌توانست مرزهای درگیری را کاملا متفاوت ترسیم کند و تنها طرف مقابل‌ـ‌ـ یعنی اسرائیل و ناوهای آمریکایی حاضر در منطقه‌ــ را هدف قرار دهد، بدون آنکه آتش درگیری به کشورهای همسایه در خلیج فارس سرایت کند. این سناریو جایگزین نه‌تنها هزینه‌ای برای تهران نداشت، بلکه می‌توانست دستاوردهای قابل‌توجه و مهمی برای آن به همراه داشته باشد.

در چنین سناریویی، تمام فشارهای نظامی و سیاسی مستقیما بر طرف مقابل، یعنی آمریکا و اسرائیل وارد می‌شد، در حالی که کشورهای منطقه، به‌ویژه عربستان سعودی، خارج از محدوده درگیری باقی می‌ماندند. در این صورت، واکنش کشورهای حوزه خلیج فارس می‌توانست مشابه موضع آن‌ها در جنگ ۱۲روزه گذشته باشد که این کشورها به‌طور یکپارچه حمله اسرائیل به ایران را محکوم کردند و آن را نقض آشکار حاکمیت ملی و قوانین بین‌المللی خواندند. از همه مهم‌تر، این کشورها می‌توانستند به‌عنوان یک اهرم سیاسی موثر، در پایان دادن به جنگ نقش کلیدی ایفا کنند.

Read More

This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)

این در حالی است که بدر البوسعیدی، وزیر خارجه عمان، تا آخرین لحظات پیش از آغاز جنگ، برای جلوگیری از درگیری تلاش‌های گسترده‌ای انجام داد. او با حمایت از مواضع تهران، هر گونه اظهارنظر یا بیانیه‌ای را که مواضع جمهوری اسلامی را زیر سوال می‌برد، رد می‌کرد. با این حال، جمهوری اسلامی همه این تلاش‌ها را نادیده گرفت و پاسخ عمان را با حملات موشکی و پهپادی به قلمرو این کشور داد.

در نتیجه، جمهوری اسلامی با هدف قرار دادن کشورهای منطقه، فرصت طلایی برای کسب دستاورد دیپلماتیک و رسانه‌ای را از دست داد و خود را نزد افکار عمومی عربی و بین‌المللی نه به‌عنوان مدافع حاکمیت، بلکه به‌عنوان طرفی متجاوز معرفی کرد.

وارونه جلوه دادن حقیقت

توجیه حمله به کشورهای همسایه را علی لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی، مطرح کرد. او خطاب به کشورهای خلیج فارس گفت: «ما قصد تعرض به شما را نداریم، اما وقتی از پایگاه‌های مستقر در کشور شما علیه ما استفاده می‌شود و آمریکا عملیاتش را با تکیه بر همین نیروها انجام می‌دهد، آن‌ها را هدف قرار می‌دهیم». لاریجانی در ادامه مدعی شد که «این پایگاه‌ها در واقع خاک آن کشورها نیست، بلکه بخشی از خاک آمریکا محسوب می‌شود».

این استدلال از چند جهت با واقعیت همخوانی ندارد. نخست آنکه کشورهای منطقه، به‌ویژه عربستان سعودی، به‌صراحت و به‌طور مکرر اعلام کردند که اجازه نخواهند داد از خاک، حریم هوایی یا آب‌های سرزمینی آن‌ها برای حمله به ایران استفاده شود. دوم آنکه حملات جمهوری اسلامی صرفا به آنچه تهران «پایگاه‌های آمریکایی» در منطقه می‌خواند محدود نماند، بلکه دامنه آن به اهدافی کاملا غیرنظامی، از مراکز اقتصادی و دیپلماتیک گرفته تا تاسیسات نفتی و گردشگری، گسترش یافت.

آیا در منطقه شرقی عربستان سعودی پایگاه نظامی ایالات متحده وجود دارد؟ آیا می‌توان تاسیسات انرژی در راس تنوره، هتل برج‌العرب در دبی یا فرودگاه‌های کویت، ابوظبی و دبی را «خاک آمریکا» دانست؟

واقعیت این است که هدف قرار دادن چنین اماکنی، از جمله سفارت ایالات متحده در ریاض و کنسولگری آن در دبی، نه‌تنها با اصول حقوق بین‌الملل سازگار نیست، بلکه نقض آشکار قواعد و هنجارهای تثبیت‌شده بین‌المللی محسوب می‌شود.

وزارت خارجه عربستان سعودی با انتشار بیانیه‌ای، حمله پهپادی جمهوری اسلامی به سفارت آمریکا در ریاض را محکوم و آن را اقدامی «بزدلانه و غیرموجه» توصیف کرد. ریاض هشدار داد که تکرار چنین حملاتی، با وجود تاکید مکرر بر اجازه ندادن به استفاده از خاک عربستان سعودی علیه ایران، منطقه را به‌سوی تشدید تنش‌ها سوق خواهد داد. علاوه بر این، عربستان سعودی بر حق مسلم خود برای اتخاذ هرگونه تدبیر لازم به‌منظور حفظ امنیت، تمامیت ارضی و منافع حیاتی کشور، از جمله حق پاسخ به هرگونه تجاوز، تاکید کرد.

صبر راهبردی عربستان سعودی… مرزی که نباید شکسته شود

ریاض بازیگری راهبردی است که صبر خود را بر پایه قدرت، عقلانیت و نگاه به آینده استوار کرده است و از واکنش‌های احساسی اجتناب می‌کند. این رویکرد در تلاش‌های مداوم آن برای پایان دادن به جنگ، جلوگیری از خونریزی و پرهیز از فرو رفتن در باتلاق منازعات کاملا مشهود است.

عربستان سعودی همواره به موضع قاطعش مبنی بر منع استفاده از خاکش برای حمله به ایران پایبند مانده و این پایبندی را در عمل به اثبات رسانده است، اما صبر راهبردی هرگز به معنای ضعف نیست و مرزهای آن روشن و محدود است. اگر حملات جمهوری اسلامی به عربستان سعودی و دیگر کشورهای حوزه خلیج فارس ادامه یابد، و این اقدام‌ها به قربانی شدن غیرنظامیان منجر شود یا امنیت انرژی و اقتصاد جهانی را تهدید کند، معادله ممکن است به شکل دیگری رقم بخورد و به گزینه‌های دشواری بینجامد. بنابراین، رژیم جمهوری اسلامی نباید با همسایگانش به گونه‌ای رفتار کند که آن‌ها مجبور شوند تصمیم‌هایی بگیرند که در نهایت خود ایران بزرگ‌ترین بازنده آن باشد.

بزرگ‌ترین بازنده جمهوری اسلامی است

در این جنگ، جمهوری اسلامی گویی تنها یک برگ برنده در دست دارد و فراموش کرده است که برانگیختن خشم همسایگان تنها به نفع دشمنانش تمام می‌شود. رژیم ایران با هدف قرار دادن عربستان سعودی و دیگر کشورهای عربی، منطقه را علیه خود متحد می‌کند، زمینه هر واکنش احتمالی آینده را فراهم می‌آورد و حمایت مردمی را که می‌توانست در کنار آن بایستند، از دست می‌دهد.

تردیدی نیست که ادامه رویکرد کنونی در حالی که عربستان سعودی و دیگر کشورهای منطقه تمام تلاش خود را برای برقراری صلح و آرامش به کار می‌گیرند، جز فرو بردن جمهوری اسلامی در انزوای بیشتر، هیچ نتیجه‌ای ندارد. ریاض خواهان رفاه و ثبات برای مردم ایران و دیگر ملت‌های منطقه است، اما حفظ امنیت شکننده خلیج فارس مسئولیتی مشترک است. اگر این امنیت فرو بپاشد، بازنده اصلی تهران خواهد بود، نه ریاض.

دیدگاه و نظرات ابراز شده در این مقاله لزوماً سیاست یا موضع ایندیپندنت فارسی را منعکس نمی کند.

بیشتر از دیدگاه