آخرین فصل جمهوری اسلامی؛ فرجام روایتی فاجعه‌بار در تاریخ معاصر ایران

از انزوای منطقه‌ای و شکست نظامی تا نفوذ اطلاعاتی و خشم عمومی، همه شواهد نشان می‌دهد که رژیم جمهوری اسلامی عملا در مسیر فروپاشی قرار گرفته است

تحولات اخیر نشان می‌دهد که جنگ با رژیم جمهوری اسلامی در آستانه پایان است. پل‌های ارتباطی این رژیم با همسایگان و جهان سوخته و رهبران آن دریافته‌اند که سقوط حتمی و اجتناب‌ناپذیر است و برای رقم خوردن سرنوشت نهایی، تنها مسئله زمان آن مطرح است.

جمهوری اسلامی که پایه‌های قدرتش را از سال ۱۳۵۷ بر ایدئولوژی و گسترش نفوذ از طریق گروه‌های شبه‌نظامی بنا کرد، امروز با واقعیتی کاملا متفاوت روبرو است: انزوای سیاسی فزاینده، خسارات نظامی سنگین و بحران داخلی عمیق در عرصه سیاست و افکار عمومی. در مواجهه با این بحران، رژیم روابطش را با کشورهای همسایه قربانی تلاش نافرجام برای بقا کرد و حتی آخرین کارت خود، یعنی حزب‌الله لبنان، را هم به میدان آورد تا شاید برای ادامه حیات راهی بیابد. با این حال، هیچ‌یک از این اقدام‌ها نتوانست جمهوری اسلامی را از لبه پرتگاه دور کند و همه نشانه‌ها از فرجامی تلخ و پایان دوره‌ای طولانی و فاجعه‌بار در تاریخ این رژیم، حکایت دارد.

تخریب روابط با کشورهای همسایه

از نظر سیاسی، رژیم جمهوری اسلامی با اتخاذ رویکردی تهدیدآمیز، روابطش را با کشورهای همسایه به‌شدت متشنج کرد. امروز روابط تهران با بسیاری از کشورهای عربی به تقابل و بی‌اعتمادی عمیق بدل شده است. مسیری که با ایجاد و حمایت از گروه‌های شبه‌نظامی آغاز شد و به پرتاب موشک و پهپاد به سوی کشورهای حوزه خلیج فارس، ترکیه و جمهوری آذربایجان انجامید. اکنون در جهان هیچ دولتی وجود ندارد که به‌اندازه جمهوری اسلامی با چنین گستره‌ای از کشورها درگیر دشمنی باشد.

Read More

This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)

در سطح بین‌المللی، نیز سیاست‌های تهران حتی برای نزدیک‌ترین متحدانش هزینه‌زا شده است. روسیه و چین که می‌کوشند برای مقابله با غرب نظمی بین‌المللی باثبات‌تر شکل دهند، ناگزیرند با پیامدهای ماجراجویی‌های جمهوری اسلامی دست‌وپنجه نرم کنند؛ اقدام‌هایی که به افزایش تنش‌های جهانی دامن می‌زند.

چین که ثبات مسیرهای تجارت و انرژی برایش اهمیتی راهبردی دارد، از هرگونه تشدید بحران که امنیت کشتی‌رانی یا سطح خطر در خلیج فارس و دریای سرخ را افزایش دهد، آسیب می‌بیند. روسیه نیز که خود درگیر تقابل آشکار با غرب است، به این واقعیت پی برده است که سیاست‌های جمهوری اسلامی جز افزودن بر پیچیدگی‌های تقابل جهانی، دستاورد دیگری ندارد.

شکست نظامی

تصویری که جمهوری اسلامی می‌کوشید از خود به‌عنوان یک قدرت نظامی بزرگ در منطقه ارائه دهد، تنها ظرف چند روز، فرو ریخت. آخرین رویارویی نشان داد توانمندی‌هایی که سال‌ها به‌عنوان عامل بازدارندگی راهبردی معرفی می‌شدند، در عمل بسیار ضعیف‌تر از آن چیزی بودند که تبلیغ می‌شدند. براوردهای نظامی نشان می‌دهد رژیم ایران در جنگ جاری، چند هزار موشک و پهپاد شلیک کرد، اما بخش قابل‌توجهی از آن‌ها را سامانه‌های دفاع هوایی رهگیری و منهدم کردند.

مهم‌تر از همه اینکه حملات متقابل تنها موشک‌ها را هدف قرار نداد، بلکه زیرساخت‌های پرتاب آن‌ها را نیز نشانه گرفت؛ اقدامی که با بهره‌گیری از فناوری‌های پیشرفته نظامی، ظرف دو روز کارآیی این موشک‌ها را بیش از ۸۰ درصد کاهش داد. در نتیجه، اکنون ایالات متحده و اسرائیل تقریبا کنترل کامل حریم هوایی ایران را در دست دارند.

شکست اطلاعاتی

با این حال، بزرگ‌ترین شوک در نفوذ عمیق اطلاعاتی در داخل ایران آشکار شد؛ نفوذی که ترور رهبر جمهوری اسلامی، دقت اطلاعات درباره اهداف حساس و حذف فرماندهان بلندپایه سپاه پاسداران آن را به‌روشنی نمایان کرد. اکنون این پرسش مطرح است که آیا همان سرنوشتی که برای علی خامنه‌ای رقم خورد، می‌تواند در انتظار جانشینش، مجتبی خامنه‌ای، نیز باشد؟ همان‌گونه که پیش‌تر برای حسن نصرالله، دبیرکل پیشین حزب‌الله لبنان و جانشینش هاشم صفی‌الدین رخ داد.

جشن و شادی برای مرگ خامنه‌ای

در کنار تحولات بیرونی، جمهوری اسلامی در داخل نیز با چالشی عمیق مواجه است. بحران اقتصادی مزمن، تداوم تحریم‌ها، افت سطح زندگی، سرکوب و کشتار و شکست‌های نظامی، فشاری بی‌سابقه بر جامعه ایران وارد کرده‌اند. آنچه بیش از هر چیز جلب توجه می‌کند، این است که خشم عمومی دیگر تنها به مطالبات اجتماعی یا اقتصادی محدود نمی‌شود، بلکه مستقیما خود نظام را نشانه گرفته است. تازه‌ترین نمود آن هم جشن‌هایی بودند که مردم ایران پس از کشته شدن خامنه‌ای برپا کردند.

حزب‌الله و آخرین نبرد

ورود حزب‌الله لبنان به این جنگ چندان دور از انتظار نبود. شلیک موشک‌هایی با کارآیی محدود، در واقع بازتابی از توان نظامی «تضعیف‌شده» این گروه پس از «جنگ حمایت از غزه» است. هدف از این اقدام اجرای آخرین ماموریت حزب‌الله است؛ ماموریتی با ماهیتی وجودی برای دفاع از جمهوری اسلامی و جلوگیری از فروپاشی این رژیم.

در حقیقت، نقش حزب‌الله از همان آغاز نه آزادسازی قدس بود و نه دفاع از حریم لبنان، بلکه ایفای نقش خط مقدم دفاع از جمهوری اسلامی در برابر هرگونه تهدید خارجی به شمار می‌رفت. امروز نیز دستور اجرای این ماموریت در حالی صادر شده که رژیم جمهوری اسلامی عملا در آستانه سقوط به ته پرتگاه است.

در نتیجه، حزب‌الله بی‌آنکه پیامدهای سنگین این ماموریت را برای لبنان و مردم آن در نظر بگیرد، به اسرائیل حمله کرد تا ماموریت اصلی و نهایی خود را انجام دهد. در این مقطع حساس، سپاه پاسداران نیز حضورش را در لبنان تقویت کرد تا اجرای ماموریت سرنوشت‌ساز دفاع از جمهوری اسلامی تضمین شود. در واقع، حزب‌الله تنها یک متحد نیست، بلکه ارزشمندترین کارت راهبردی در منظومه بازدارندگی جمهوری اسلامی به شمار می‌رود؛ نوعی «ذخیره راهبردی» که تنها در لحظه‌ای کاملا بحرانی به کار گرفته می‌شود.

اکنون که آن لحظه‌ حساس و سرنوشت‌ساز فرا رسیده، جمهوری اسلامی عملا به استفاده از حیاتی‌ترین کارت‌هایش روی آورده است. این در حالی است که در تاریخ درگیری‌ها، به‌کارگیری ذخایر راهبردی اصلی اغلب نشانه‌ای از نزدیک شدن پایان ماجرا است.

معرکه وجودی که رژیم جمهوری اسلامی را زمینگیر کرد

جنگی که امروز جریان دارد، آخرین مرحله پیش از سقوط نهایی رژیم ایران است. در چنین لحظات تاریخی، شکست یک‌ باره رخ نمی‌دهد، بلکه محصول انباشتی از فشارها است که پایه‌های مشروعیت و تداوم رژیم را متلاشی می‌کند.

دیدگاه و نظرات ابراز شده در این مقاله لزوماً سیاست یا موضع ایندیپندنت فارسی را منعکس نمی کند.

بیشتر از دیدگاه