ایران در سالی که گذشت، بیشباهت به یک صفحه بازی تخته نرد نبود. صفحه ای که بازیکنان آن، مردم و حکومت بودند. گاهی اوقات، مردم جفت شش میآورند و گاه، جمهوری اسلامی تاسِ خوب میریخت. سرعت مردم در انتقال مهرهها به خانه خودی و ریسکهایی که برای زدن مهره حریف یا فرار از مهرههای خطرناک انجام می دادند، در ابعادی با یک بازی حقیقی، آنقدر تماشایی بود که در یک سال گذشته، ایران بیاغراق، صحنه دیدنیترین بازی جهان شده بود؛ جهانی که امروز، در آستانه نوروز و سال ۱۴۰۵ خورشیدی، همچنان غرق در تماشای ایران و منتظر دیدن بازی استادانه این ملت است.
امروز که وقایع یک سال گذشته را مرور میکردم، با تردید ذهن خود را کاویدم تا به یاد به بیاورم سقوط هلیکوپتر ابراهیم رئیسی امسال اتفاق افتاده بود یا پارسال؟ جریانهای سیاسی و اجتماعی جاری در ایران در ۳۶۵ روز گذشته، چنان بهسرعت رقم خوردهاند که فاصله دو سال در بین تراکم اخبار گم شده است. همان کنایهای که بارها و بارها بر زبان آوردهایم: «همه چیز به سرعت برق و باد گذشته است.»
اینک نیز در شرایطی به سال ۱۴۰۵ خورشیدی گام میگذاریم که حتی در آخرین روز سال، ضرباهنگ اخبار مربوط به جنگ اسرائیل و آمریکا با جمهوری اسلامی ایران چنان لحظهبهلحظه در حال تغییر است که امکان جمعبندی وقایع غیرممکن به نظر میرسد.
ایران در سالی که گذشت، شاهد مهمترین رویدادهای تاریخ معاصر خود بود؛ رویدادهایی همسنگ با انقلاب سال ۱۳۵۷. انقلاب ملی که به انقلاب شیروخورشید اشتهار یافت و شروع جنگی که از نظر قدرت و تهاجم، بزرگتر از جنگ هشت ساله عراق با ایران است و کشتار معترضانی که در سرتاسر ایران، ناباورانه به گلوله بسته شدند، همه در سال ۱۴۰۴ اتفاق افتاد.
تمامی این تجربههای سنگین برای ایرانیان در شش ماه دوم سال گذشته اتفاق افتاد. تجربههایی چنان سنگین که بعید میدانم هرگز از حافظه جمعی ایرانیان پاک شوند. اتفاقاتی که رشته طولانی آن به حمله برقآسای اسرائیل به ایران در تیرماه ۱۴۰۴ میرسد.
در پی حمله اسرائیل، جنگ ۱۲روزه بین دو کشور تا آنجا پیش رفت که ایالات متحده آمریکا هم وارد آن شد و نادیدهترین و ناشنیدهترین جنگندههای فوقمدرن خود را برای بمباران مراکز هستهای، به ایران گسیل داشت.
این جنگ پس از ۱۲ روز و با اعلام آتشبس از سوی رئیسجمهوری آمریکا و در حساب او در شبکه اجتماعی خود خاتمه یافت و در این حملات هدفمند اسرائیل، صدها ایرانی غیرنظامی در کنار صدها نظامی وابسته به سپاه پاسداران و مقامهای جمهوری اسلامی کشته شدند.
این آتشبس موقت پس از سرکوب گسترده ایرانیان در دیماه گذشته، شکسته شد و آتش جنگ بار دیگر شعله کشید. اعتراضات بازاریان تهران به بالا رفتن قیمت دلار جرقه شعلهور شدن آتش اعتراضاتی شد که از سه سال پیش و پس از سرکوب گسترده معترضان در انقلاب مهسا، مشتعل شده بود.
دیماه ۱۴۰۴، صدها هزار معترض به خیابانها آمدند. پس از فراخوان دو روزه شاهزاده رضا پهلوی در ۱۸ و ۱۹ دی ماه، میلیونها نفر در خیابانها فریاد زدند که جمهوری اسلامی را نمیخواهند و شاه باید به خانه بازگردد. ولیعهد ایران که سال ۱۳۵۹ در عنفوان جوانی و در سن ۲۰ سالگی، به قانون اساسی مشروطه و پرچم سه رنگ شیروخورشید و در تعهد به میهن، ملت و کشور سوگند وفاداری یاد کرده بود، در ۶۵ سالگی، با خواست ملت پا به میدان گذاشت و رهبری جنبش را به عهده گرفت.
قتلعام بیسابقه تظاهرکنندگان بیدفاع و بیسلاح موج نفرتی عظیم از حکومت در ایران و جهان، ایجاد کرد. در تاریخ ایران، ایرانیکشی به دست خودی نه تنها بیسابقه بود بلکه نمونه چنین قتلعامی تنها در کتب تاریخی و از تهاجم بیگانگان به کشور، روایت شده است.
آنچه با ملت کردند، چنان زخم عمیقی بر روح و روان ایرانیها بر جا گذاشت که مردم حمله خارجی و بمباران بیگانگان را به ادامه سلطه حکومت مستبد و خودکامه آخوندی ترجیح دادند و چشم بر آسمان، هر روز میپرسیدند که کی؟
دعوت از بیگانگان برای حمله به کشور جزو اتفاقات نادر و بیسابقهای در تاریخ این سرزمین بود که به «یمن و برکت» حکومتی به نام جمهوری اسلامی، چنین بعید و غیرممکنی نیز ممکن شد.
هواپیماهای غولپیکر آمریکایی و اسرائیلی اسفندماه ۱۴۰۴ آسمان ایران را شکافتند تا با سهمگینترین بمبارانهای هوایی روی تاسیسات هستهای، موشکی و نظامی و ترور شخصیتهای نظامی و سیاسی این حکومت، شیشه عمر حکومت جمهوری اسلامی را بشکنند.
در نخستین روز این حملات، سیدعلی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، به همراه خانواده و جمعی از فرماندهان نظامی کشته شد. هماینک که مشغول نگارش این یادداشت هستم، از مقامهای ارشد و فرماندهان نظامی سرشناس این حکومت تعداد انگشتشماری در قید حیاتاند. اسرائیل و آمریکا در سه هفته گذشته از شمال تا جنوب و از شرق تا غرب کشور را هدف حمله قرار دادند و جمهوری اسلامی نیز بارانی از موشک و پهپاد به سوی اسرائیل و کشورهای منطقه پرتاب کرد.
نوروز ۱۴۰۵ که سالتحویل آن با صدای انفجار و غرش جنگندهها همراه شده، همتای نوروز ۱۳۶۷ در هنگامه جنگ عراق با ایران است که تهران و سایر شهرها زیر بمباران و موشکباران بعثیهای عراقی بودند. من نیک به خاطر میآورم که چگونه آن نوروز را با دلواپسی از حملات هوایی و موشکباران تهران سپری کردیم.
این روزها نیز با وجود آنکه، اهداف این حملات، جنگ با مردم ایران نیست، دلواپسی برای ساکنان ایران، آینده کشور و سرنوشت این مرزو بوم رهایمان نمیکند. مردم منطقه که بزرگترین عید و تعطیلات مربوط به پایان ماه رمضان، یعنی عید فطر، را برگزار میکنند، نیز آسایش ندارند و حملات موشکی نظام حاکم بر ایران، امنیت و شادی را از آنها هم سلب کرده است.
آینده این جنگ و پایان آن به هر صورتی که رقم خورد، آسیبهایی بر جا میگذارد که زدودن آثار آن از چهره شهر و رنج آن از جان ملت و میهن، سالها زمان میبرد؛ اما رنج و مصیب حکومتی تاریک و شر که هرچه در توان داشت، علیه کشور و ملت به کار گرفت، رو به پایان است و انتهای این بازی سرنوشتساز را نه قدرتهای خارجی و دشمنان ایران، بلکه ساکنان ایران تعیین خواهند کرد.
ایرانیان، مخترع بازی تخته نرد بودند و سیاست این بازی بهظاهرساده اما ترکیبی، از شانس در زمان ریختن تاس تا استراتژی حرکت دادن مهرهها را بهتر از هر کسی میدانند. در روزهای گذشته، افراد بسیاری از بین استراتژیستهای سیاسی و نظامی خارجی تا خبرنگاران و دوستان غربی از من پرسیدهاند که با وجود ضعیف شدن این حکومت و تداوم حملات اسرائیل و آمریکا، چرا مردم به خیابانها نمیآیند؟
دلیل این پرسش نادانی آنها از نداشتن شناخت از ملت ایران و اصول بازی تخته نرد است که نمیدانند برای پیروزی، بیش از هر چیز به آرامش ذهن و تمرکز نیاز است.
قدیمیترین تخته نرد جهان در شهر سوخته واقع در سیستان و بلوچستان کشف شده است. تخته نردی که مربوط به عصر مفرغ است و بیش از پنج هزار سال قدمت دارد. ایران خاستگاه قدیمیترین بازی فکری جهان است به این معنا که ایرانیان فکر و اندیشه را بیش از نیروی قهریه و خشونت برای پیروزی و موفقیت به کار می بندند. ایرانیان برای پیروزی دل به هوش و ابتکارعمل خود میدهند؛ نیرویی که بیش از هر سلاحی برنده است و فکر و نبوغ ایرانی این حکومت را بهزودی شکست خواهد داد.
ایرانیان، نوروزتان زیر سختترین روزهای پنج دهه اخیر، همایون باد!
ز مهربانیِ جانان طمع مَبر حافظ/ که نقشِ جور و نشانِ ستم نخواهد ماند

