نوروز با طعم باروت؛ تهرانی‌ها میان هراس از جنگ و امید به پایان تاریکی

«مردم در شرایط قطعی اینترنت، با تکیه بر شبکه‌ای غیررسمی و مبتنی بر اعتماد شامل ارتباطات خانوادگی، دوستانه و محلی اخبار واقعی را دنبال می‌کنند»

تصویری از انفجار خانه امن سپاه پاسداران در سیدخندان‌ــ وحید آنلاین

ایرانیان، سومین روز نوروز ۱۴۰۵ خورشیدی (۲۵۸۵ شاهنشاهی) را در حالی آغاز کردند که نیمه‌شب گذشته مواضع متعدد جمهوری اسلامی در نقاط مختلف، هدف حملات هوایی آمریکا و اسرائیل قرار گرفت. در بیست‌وپنجمین روز جنگ، اینترنت بین‌المللی همچنان مسدود است و به‌جز دارندگان سیم‌کارت‌های سفید، شمار اندکی از مردم با پرداخت مبالغ نجومی برای فیلترشکن، به‌شکلی محدود به اینترنت بین‌المللی دسترسی دارند.

گزارش‌های میدانی از تهران و دیگر شهرها از تشدید فزاینده گرانی‌ها حکایت دارد. خالی بودن خودپردازها از پول، اختلال در شبکه بانکی و کمبود پول نقد به یکی از مشکلات روزمره مردم تبدیل شده است و در مواردی، از دسترسی نداشتن به موجودی در برخی بانک‌ها از جمله بانک ملی و بانک سپه خبر می‌رسد.

فضاهای شهری مملو از نیروهای وابسته به نظام اسلامی است که در قالب ایست‌‌بازرسی‌ و تجمع‌های شبانه، میدان‌ها، خیابان‌های اصلی و معابر عمومی را به عرصه‌ای برای قدرت‌نمایی حکومت تبدیل کرده‌اند. در این شرایط طبق گزارش‌های میدانی، امید عمومی به پایان این جنگ با سرنگونی جمهوری اسلامی بالا رفته و محور اصلی گفتگوها در دیدوبازدیدهای نوروزی نیز همین موضوع است.

پدیده سیم‌کارت‌سفیدها

بر اساس گزارش نت‌بلاکس، نهاد ناظر بر اختلال‌های اینترنتی در جهان، قطع اینترنت در ایران اکنون وارد چهارمین هفته شده که جزو شدیدترین خاموشی‌های سراسری اینترنتی است که تاکنون از سوی یک حکومت اعمال شده است. این نهاد هشدار داده که تداوم چنین شرایطی در میانه جنگ، به پریشانی میلیون‌ها غیرنظامی که از دسترسی به منابع خبری مستقل و سامانه‌های هشدار محروم مانده‌اند، دامن زده است.

Read More

This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)

در چنین فضایی که بخش عمده‌ای از مردم از اینترنت بین‌المللی محروم‌اند، گروه‌هایی از افراد وابسته به حکومت با استفاده از سیم‌کارت‌های سفید، به اینترنت بین‌الملل دسترسی دارند و در شبکه‌های اجتماعی فعال‌اند. فعالیت این افراد اغلب در راستای پیشبرد روایت رسمی حکومت، مدیریت افکار عمومی و همچنین اتهام‌زنی به مخالفان صورت می‌گیرد.

یک خبرنگار ساکن تهران به ایندیپندنت فارسی گفت که تعدادی از خبرنگاران مورداعتماد حکومت در حوزه‌های مختلف از وزارتخانه‌ها و شهرداری‌ گرفته تا مجلس و دولت اینترنت دارند و متعهد شده‌اند که در شبکه‌های اجتماعی، روایت مطلوب حکومت را بازتاب دهند.

او اضافه کرد که حتی به برخی از این افراد گفته شده برای اعلام حمایت صریح از جمهوری اسلامی الزام وجود ندارد، بلکه کافی است پیام‌هایی منتشر کنند که ضمن انتقاد از مخالفان خارج از کشور، بر موضوعاتی مانند رنج غیرنظامیان در جنگ تمرکز داشته باشد. به گفته این منبع، فعالیت این افراد کاملا تحت نظر است و رصد می‌شود.

بر اساس این گزارش، دارندگان سیم‌کارت‌ سفید اغلب تلاش می‌کنند چنین القا کنند که در قبال جمهوری اسلامی موضعی انتقادی دارند تا روایت‌هایشان را باورپذیرتر جلوه دهند. به گفته همین خبرنگار، حتی برخی از این افراد در محافل خصوصی اذعان می‌کنند که به محتوایی که منتشر می‌کنند، باور ندارند، با این حال اقدام خود را چنین توجیه می‌کنند که پیام‌هایشان بر جریان اصلی و افکار عمومی تاثیر عمده‌ای ندارد و تنها این مزیت را دارد که آن‌ها به اینترنت دسترسی دارند.

گرانی فزاینده و بحران کمبود پول نقد

در کنار ناامنی و اختلال در ارتباطات، بحران اقتصادی نیز با شدتی بی‌سابقه زندگی روزمره مردم را تحت فشار قرار داده است. فعالان اقتصادی در روزهای اخیر درباره پیامدهای چاپ بی‌رویه و بدون پشتوانه اسکناس در ایران هشدار داده‌اند؛ اقدامی که در شرایط جنگی و هم‌زمان با روند صعودی تورم، می‌تواند به تشدید بی‌ثباتی مالی منجر شود.

در همین راستا، بانک مرکزی جمهوری اسلامی اسکناس جدید ۱۰ میلیون ریالی را وارد چرخه پولی کرد. با این حال، روایت‌های میدانی نشان می‌دهد که افزایش حجم اسکناس به معنای دسترسی بیشتر مردم به پول نقد نبوده، بلکه برعکس، کمبود پول نقد به یکی از معضلات روزمره تبدیل شده است.

یکی ازساکنان تهران می‌گوید مقابل دستگاه‌های خودپرداز صف‌های طولانی تشکیل می‌شود، اما بسیاری از این دستگاه‌ها یا از کار افتاده‌اند یا پول ندارند. این وضعیت به‌ویژه در روزهای تعطیلات نوروز، فشار مضاعفی بر مردم وارد کرده است.

هم‌زمان از اختلال در دسترسی به حساب‌های بانکی نیز گزارش‌هایی منتشر شده است. برخی کارت‌ بانکی‌ها عملا از چرخه مبادلات خارج شده‌اند و دارندگان آن‌ها قادر به برداشت یا استفاده از موجودی خود نیستند.

در چنین شرایطی، افزایش قیمت اقلام غذایی با سرعتی نگران‌کننده ادامه دارد. به گفته همین فرد، «گرانی بیداد می‌کند» و مردم ناچار شده‌اند الگوی مصرف خود را به‌طور محسوسی تغییر دهند. لیست خرید خانواده‌ها هم هر روز کوتاه‌تر می‌شود. به طوری که خریدها از اقلام ضروری به اقلام خیلی ضروری محدود شده است.

حضور وابستگان نظام در خیابان‌ها

در شرایطی که زندگی روزمره مردم زیر سایه جنگ و تورم مزمن به‌شدت تحت فشار قرار گرفته و تاب‌آوری اجتماعی کاهش یافته، حضور گسترده نیروهای وابسته به حکومت در فضاهای عمومی به عاملی مضاعف در برهم‌ خوردن آرامش شهری تبدیل شده است. این حضور که در قالب ایست‌بازرسی‌ها و تجمع‌های شبانه نمود پیدا کرده، فضای شهر را امنیتی و پرتنش کرده است.

پس از کشته شدن علی خامنه‌ای، مقام‌های حکومتی به‌تناوب از آن‌ها که «سرنشینان قطار انقلاب» خوانده می‌شود، خواستند خیابان‌ها را ترک نکنند. این فراخوان‌ها با هدف جلوگیری از شکل‌گیری هرگونه تجمع اعتراضی و حفظ کنترل میدانی بر فضاهای شهری صادر شدند و همچنان ادامه دارند.

در همین حال، گزارش‌های میدانی حاکی از آن است که بخشی از این نیروها از شهرهای دیگر به تهران اعزام شده‌اند و در قبال دریافت پاداش‌های روزانه، سنگر خیابان را برای حکومت حفظ کرده‌اند. به گفته خبرنگاری ساکن تهران، در میان این افراد، اتباع کشورهای دیگر از جمله افغانستان نیز به‌طور قابل‌توجهی دیده می‌شوند.

این خبرنگار گفت: «این گروه‌ها با برگزاری تجمع‌های شبانه، پخش مداحی، روضه‌خوانی و سر دادن شعار، آلودگی صوتی ایجاد می‌کنند و جالب اینکه ترکیب افراد حاضر در این تجمع‌ها هر شب تغییر می‌کند. مثلا من در محله خودمان هر شب چهره‌های جدیدی را می‌بینم که اغلب با اتوبوس به محل منتقل و پس از تجمع، پراکنده می‌شوند.»

در کنار این تجمع‌ها، ایست‌بازرسی نیز به‌طور گسترده در سطح شهر برقرار شده‌اند. این ایست‌ها ترکیبی از نیروهای بسیج، نیروی انتظامی و سپاه پاسداران‌اند که با سلاح‌ گرم در دست، خودروها را متوقف و بازرسی می‌کنند.

به گفته یکی از ساکنان تهران، نیروهای حاضر در ایست‌بازرسی‌ها برای در امان ماندن از حملات پهپادی، ترافیک کاذب از خودروها و سپر انسانی ایجاد می‌کنند و هر کسی هم که اعتراض کند، با خشونت و تهدید پاسخ می‌گیرد.

برخی کاربران شبکه‌های اجتماعی هم از استقرار تجهیزات جنگی در نقاطی از شهر خبر داده‌اند. از جمله نصب تیربار و ایجاد سنگرهای موقت در برخی خیابان‌ها. 

نور امید و سایه بیم در میانه جنگ

گزارش‌های میدانی نشان می‌دهد در شرایطی که اینترنت همچنان قطع است، جریان اطلاع‌رسانی در ایران به‌طور کامل متوقف نشده، بلکه شکل و مسیر آن تغییر کرده است. به گفته یکی از ساکنان تهران، «مردم خبرهای رسانه‌های حکومتی را با این پیش‌فرض دنبال می‌کنند که واقعیت ندارد و در عوض با تکیه بر شبکه‌ای غیررسمی و مبتنی بر اعتماد شامل ارتباطات خانوادگی، دوستانه و محلی، اخبار واقعی را دنبال می‌کنند».

در این میان، کارکرد این شبکه‌ها تنها به انتقال خبر محدود نمی‌شود. آن‌ها به بستری برای تبادل تجربه‌ها و توصیه‌های ایمنی نیز تبدیل شده‌اند. مردم به یکدیگر درباره ذخیره کردن غذا، آب و دارو و همچنین نحوه مواجهه با حملات احتمالی، شناسایی نقاط امن‌تر در خانه یا محله و حتی شیوه‌های کاهش خطر در زمان قطع برق یا حملات هوایی هشدار می‌دهند. این نوع همبستگی غیررسمی در غیاب اطلاع‌رسانی شفاف و رسمی، به یکی از ابزارهای اصلی بقا و مدیریت بحران در سطح جامعه تبدیل شده است.

به گفته خبرنگار ساکن تهران، از بامداد یکشنبه هم‌زمان با تهدید دونالد ترامپ مبنی بر هدف قرار دادن نیروگاه‌ها، بسیاری از مردم با پیش‌بینی احتمال قطع برق یا تشدید درگیری‌ها، به‌سرعت به تهیه اقلام اضطراری روی آورده‌اند. خرید شمع، چراغ‌قوه، باتری، ذخیره آب، مواد غذایی ماندگار و حتی وسایل گرمایشی یا پخت‌وپز ساده، به‌طور چشمگیری افزایش یافته است.

برخی خانواده‌ها نیز تلاش کرده‌اند نوعی «آمادگی خانگی» ایجاد کنند. از شارژ کامل گوشی‌ها و پاوربانک‌ها گرفته تا ذخیره آب در ظروف بزرگ و آماده‌سازی کیف‌های اضطراری. در گفتگوهای روزمره، توصیه‌هایی مانند دوری از پنجره‌ها در زمان حملات، شناسایی مسیرهای خروج اضطراری و حتی هماهنگی میان اعضای خانواده برای مواقع قطع ارتباط، به موضوعی رایج تبدیل شده است.

این رفتارها نشان‌دهنده تغییری عمیق در ذهنیت عمومی است. جامعه‌ای که در آغاز سال نو انتظار جشن و آرامش داشت، اکنون در حال تطبیق خود با شرایطی ناپایدار و بالقوه خطرناک است و در غیاب اطلاع‌رسانی شفاف دولتی، به شبکه‌های کوچک، انسانی و مبتنی بر اعتماد برای حفظ امنیت خود تکیه کرده است.

در دل این روزهای پراضطراب آنچه همچنان در دل بسیاری از مردم زنده مانده، امید به پایان جنگ با سرنگونی جمهوری اسلامی است. به گفته برخی از آنان، این امید بیش از هر زمان دیگری به یک نیروی جمعی تبدیل شده است؛ نیرویی که به آن‌ها کمک می‌کند شرایط دشوار کنونی را تاب بیاورند. بسیاری بر این باورند که آنچه امروز تجربه می‌کنند، هرچند تلخ و پرهزینه، می‌تواند نقطه‌ عطفی در مسیر تغییر باشد.

با این حال، این امید همواره با نوعی بیم نیز همراه اشده و نگرانی از طولانی شدن جنگ، تشدید بحران‌های اقتصادی و نامشخص بودن مسیر آینده بر این امید  سایه‌ انداخته است. در مجموع، آنچه از دل روایت‌های میدانی برمی‌آید، ترکیبی از بیم و امید است: بیم از تداوم رنج‌ها و و امید به آغاز فصلی نو که در آن از استبداد خبری نیست.