خیابانهای مشخصی از شهرهای افغانستان با چراغانی، رنگآمیزی و نمادهای نمایشی آراسته شدهاند، اما میلیونها شهروند در سایه همین نورها با فقر، گرسنگی و ناتوانی در تامین نان روزانه دستوپنجه نرم میکنند، تضادی که به یکی از برجستهترین ویژگیهای حاکمیت طالبان بدل شده است.
حاجی زید، سخنگوی استاندار طالبان در بلخ، در روزهای اخیر چندین عکس از چراغانی و آراستهسازی شهر مزارشریف، مرکز این استان در شمال افغانستان، منتشر کرده است. این عکسها نشان میدهد که بخشهایی از شهر مزارشریف در دوران حاکمیت طالبان رنگآمیزی و تزئین شدهاند؛ تصاویری که بهروشنی بر خیابانهای مشخص، چراغها، رنگها و نمای ظاهری شهر تمرکز دارند و تلاش میکنند چهرهای آراسته از وضعیت این شهر به نمایش بگذارند.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
این چراغانی و رنگآمیزی محدود، بیش از آنکه ناشی از یک برنامه جامع شهری باشد با هدف القای این پیام انجام شده است که رژیم طالبان به بازسازی و آبادانی شهرها توجه دارد. با این حال، همین بخش کوچک از تزئین و ریختوپاش شهری، در تضاد آشکار با واقعیت معیشتی اکثریت شهروندان است؛ واقعیتی که در آن فقر، بیکاری و ناتوانی در تامین ابتداییترین نیازها، از جمله نان تازه، به بخش جداییناپذیر زندگی روزمره مردم بدل شده است.
منابع طالبان در بلخ گفتهاند که به دستور حاجی یوسف وفا، استاندار طالبان در بلخ و فرد نزدیک به رهبر طالبان، یک ستون۶۰ متری برای آویزان کردن پرچم طالبان در ساختمان «مقام ولایت» بلخ ساخته شده است. هزینه ساخت این ستون بلند که برای برافراشتن پرچم طالبان طراحی شده تاکنون مشخص نشده است. با این حال، همین اقدام نمادین، برای بسیاری از ناظران نشاندهنده اولویتهایی است که در آن نمایش قدرت، نمادسازی ایدئولوژیک و جلوههای ظاهری، بر نیازهای حیاتی و اساسی مردم ترجیح داده میشود.
این در حالی است که در همین استان بلخ، پیشتر خبرنگاران محلی گزارش داده بودند که مردم به دلیل گسترش فقر، به مصرف نانهای «خشک و بیات» روی آوردهاند و بسیاری از خانوادهها توان خرید نان تازه را ندارند. برخی شهروندان میگویند حتی تهیه نان روزانه به یک چالش جدی بدل شده و فقر به گونهای گسترش یافته که سفرههای خانوارها هر روز کوچکتر میشود.
بهرغم این وضعیت، به نظر نمیرسد مقامهای محلی طالبان در بلخ توجه جدی به بحران اقتصادی و معیشتی مردم داشته باشند. آنچه در عمل برجسته است تمرکز بر نورافشانی، رنگآمیزی و ساختوسازهای نمایشی در بخشهای مشخصی از شهر مزارشریف است؛ اقداماتی که بیشتر در خدمت تولید تصویر و روایت تبلیغاتی قرار دارد تا پاسخگویی به نیازهای واقعی شهروندان.
این رویکرد تنها به مزارشریف محدود نیست. در دیگر استانها و کلانشهرهای افغانستان، از جمله کابل و هرات، طالبان با تزئین خیابانها، نورافشانی شبانه، رنگآمیزی دیوارها و ساختوسازهای ظاهری برای زیباسازی شهرها اقدام کردهاند. در کابل، پایتخت افغانستان، رژیم طالبان به طور مشخص بر چراغانی و تزئین بخشهایی از خیابانها تمرکز دارد و هنگام افتتاح این پروژهها از رسانههای داخلی و تولیدکنندگان محتوای آنلاین و فعالان یوتیوب دعوت میکند تا این اقدامات را پوشش دهند.
چنین اقداماتی سبب شده تصویری گزینشی و بزکشده از وضعیت شهرها در شبکههای اجتماعی بازنشر شود؛ تصویری که شماری از شهروندان خارجیِ بازدیدکننده از افغانستان و نیز برخی مهاجران افغان ساکن اروپا و آمریکا را تحت تاثیر قرار داده است. این افراد با ثبت عکسها و ویدیوها از خیابانهای چراغانیشده و فضاهای آراسته، ناخواسته به بازتولید روایت تبلیغاتی طالبان کمک میکنند؛ روایتی که میکوشد فقر گسترده، بیکاری و بحران انسانی را در پسِ نور و رنگ پنهان سازد.
این در حالی است که همزمان با صرف هزینه برای زیباسازی و تزئین خیابانها، جمعیت وسیعی از مردم افغانستان با فقر و گرسنگی دستوپنجه نرم میکنند و حتی دسترسی به نان تازه برای بسیاری یک آرزوی دستنیافتنی است. منتقدان میگویند هزینههایی که صرف پروژههای نمادین و نمایشی میشود میتواند دستکم بخشی از بحران معیشتی مردم را کاهش دهد.
رژیم طالبان میتوانست بخشی از هزینههایی را که برای «بازسازی تبلیغاتی افغانستان» صرف میکند، به کاهش فقر و گرسنگی اختصاص دهد، اما در عمل چنین رویکردی دیده نمیشود. پیشتر دفتر سازمان ملل متحد در امور هماهنگی کمکهای بشردوستانه (اوچا) اعلام کرده بود که پیشبینی میشود در سال ۲۰۲۶ حدود ۲۱.۹ میلیون نفر، معادل نزدیک به ۴۵ درصد جمعیت افغانستان، به کمکهای بشردوستانه نیاز داشته باشند.
در تازهترین نمونه از پیامدهای فقر گسترده، نوریه، دختر جوانی از استان هلمند در جنوب افغانستان است که طی سه سال اخیر به جای پوشیدن لباس زنانه، بهناچار لباس مردانه پوشیده و موهایش را مانند مردان کوتاه کرده تا بتواند در یکی از کافهها کار کند. این اقدام نوریه تلاشی برای بقا در شرایطی است که زنان و دختران از کار در بخشهای دولتی، خصوصی و نهادهای امدادرسانی منع شدهاند.
با این حال، نیروهای طالبان در هلمند نوریه را بازداشت کردند و سپس ویدیویی از او را در شبکههای اجتماعی منتشر کردند؛ اقدامی که با واکنشهای انتقادی همراه شد. نوریه در این ویدیو میگوید که از روی اجبار، فقر و نداشتن سرپرست خانواده لباس مردانه پوشیده است.
او میافزاید: «از روی اجبار لباس مردانه پوشیدم و کسی را ندارم. سه سال میشود که در یک کافه با حکمتالله کار میکنم. به من ماهیانه ده هزار افغانی میدهد و شبها به خانه خود میروم و صبح سر کار میآیم. من به جز خدا هیچ کس دیگری ندارم و از روی هوس این کار را نمیکنم. پدر من مرده است.»
نوریه نمونهای روشن از گسترش فقر و گرسنگی در افغانستان است؛ نمونهای که نشان میدهد چگونه ممنوعیت کار زنان و دختران، آنان را به انتخابهای اجباری و پرهزینه سوق داده است. با این همه، نوریه بازداشت شد و تا کنون اطلاعی از او در دست نیست.
او در استان هلمند، همسایه قندهار، محل اقامت رهبر طالبان، زندگی میکند. رهبر طالبان که تمرکز اصلیاش بر اجرای قرائت تندروانه از «شریعت اسلامی» است و هیچ گونه نرمشی در سیاستهای خود در قبال حقوق و آزادیهای زنان و دختران نشان نداده است.
در عین حال، رهبر طالبان در سخنرانیهایش در نماز عید رمضان گذشته، از مردم و بازرگانان خواسته بود که به فقرا کمک کنند و از فقیران نیز خواسته بود که از وضعیت خود شکایت نکنند و به آن «راضی» باشند. این درخواستها در حالی مطرح میشود که بخش عمده بودجه تحت کنترل طالبان صرف هزینههای امنیتی، پروژههای نمادین، تزئین و نورافشانی شهرها و حتی ساخت ستونهای بلند برای برافراشتن پرچم طالبان میشود. هزینههایی که نیازهای اساسی مردم را هدف قرار نمیدهد. با این حال، زمانی که سخن از کمکرسانی و کاهش فقر به میان میآید، رهبر طالبان از فقرا میخواهد به وضعیت موجود قناعت کنند و زبان به شکایت نگشایند.

