این هفته، استیو ویتکاف و جرد کوشنر، فرستادگان رئیسجمهوری آمریکا، با نمایندگان جمهوری اسلامی در ژنو دیدار خواهند کرد. هدف آنها چیست؟ پیگیری مذاکراتی که اوایل ماه در عمان برگزار شد، رسیدن به توافقی میان آمریکا و جمهوری اسلامی، و جلوگیری از حملهای آمریکایی که ترامپ میگوید «بسیار بدتر» از عملیات «چکش نیمهشب» در ماه ژوئن خواهد بود.
ویتکاف و کوشنر سابقهای اثباتشده بهعنوان مذاکرهکننده دارند؛ اکتبر گذشته این دو توانستند اسرائیل و حماس را به توافق آتشبس برسانند که به آزادی همه گروگانهای باقیمانده و پایان جنگ منجر شد. با این حال، ماموریت جدیدشان محکوم به شکست است.
حتی اگر آمریکا و جمهوری اسلامی کاغذی را امضا کنند، توافقی که به درگیری میان آمریکا، جمهوری اسلامی و اسرائیل پایان دهد نه میتواند شکل بگیرد و نه شکل خواهد گرفت. حداقل مطالبات اسرائیل فراتر از حداکثر امتیازاتی است که جمهوری اسلامی میتواند بدهد، و هیچیک از طرفین نمیتوانند تعهد معتبری بدهند که در آینده متوسل به زور نخواهند شد. در هر صورت، جنگ رخ خواهد داد. تنها پرسش این است که آیا آمریکا به نبرد علیه جمهوری اسلامی خواهد پیوست یا در حاشیه خواهد ایستاد.
اسرائیل دو هفته پیش شرایطش برای توافق با جمهوری اسلامی را اعلام کرد. شروط روشن بود: نه برنامه هستهای، نه موشکهای بالستیک، نه نیروهای نیابتی. اسرائیل خواهان توقف کامل غنیسازی هستهای در داخل ایران و انتقال هرگونه مواد هستهای باقیمانده از جنگ ۱۲ روزه به کشوری دیگر است. همچنین، میخواهد برد موشکهای بالستیک موجود در زرادخانه جمهوری اسلامی محدود شود تا دیگر به خاک اسرائیل نرسند. علاوه بر این، خواهان پایان حمایت جمهوری اسلامی از حماس، حزبالله، حوثیها و دیگر سازمانهای تروریستی است.
مطالبات اسرائیل بسیار گسترده است، بهقدری وسیع که تحققش دشوار به نظر میرسد. این شبیه موضع اولیه در چانهزنی است، که با پیشرفت مذاکرات تعدیل میشود. اما دو سال و نیم گذشته چیز دیگری نشان میدهد.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
پس از حمله ۷ اکتبر، اسرائیل دیگر حاضر نیست در قبال دشمنانش انعطاف نشان بدهد. ارتش اسرائیل اکنون بهجای اتکا به بازدارندگی یا کاهش تنش، تواناییهای دشمن را به محض ظهور نابود میکند. هم در غزه و هم در لبنان، با وجود آتشبسهای جاری، اسرائیل از حملات هوایی منظم برای جلوگیری از بازسازی زیرساختهای تروریستی استفاده کرده است. اسرائیل معتقد است برنامه هستهای جمهوری اسلامی، موشکهای بالستیک و شبکه نیروهای نیابتی تهدیدی وجودی برای کشور است و توافقی را که به این تهدیدها نپردازد، نخواهد پذیرفت.
اما جمهوری اسلامی نمیتواند خواستههای اسرائیل را بپذیرد. پایان دادن به برنامههای هستهای، موشکی بالستیک و نیابتی بهمنزله کنار گذاشتن کل راهبرد دفاعیاش خواهد بود. بدون تهدید فرار هستهای، بدون موشکهای بالستیکی که بتوانند شهرهای اسرائیل (و پایگاههای نظامی آمریکا) را هدف بگیرند، و بدون «حلقه آتش» پیرامون دولت یهود، آمریکا و اسرائیل آزاد خواهند بود هر کاری بخواهند با جمهوری اسلامی انجام دهند. اگر ترامپ و نتانیاهو تصمیم به تغییر رژیم بگیرندــ که هر دو آشکارا از آن حمایت میکنندــ جمهوری اسلامی عملا قادر به جلوگیری نخواهد بود.
مشکل جمهوری اسلامی با موفقیتهای اسرائیل در مقابله با شبکه نیروهای نیابتی از پس از حمله ۷ اکتبر تشدید شده است. از دست دادن حماس و حزبالله تهران را به انعطافپذیری بیشتر وادار نمیکند، درست برعکس است. جمهوری اسلامی که ابزارهای بازدارندگیاش را از دست داده، برای جلوگیری از سقوط حکومت ناچار است به برنامه هستهای و موشکها بچسبد. توافق نکردن بهمعنای جنگ است، اما پذیرش خواستههای اسرائیلــ از نگاه جمهوری اسلامیــ بهمعنای نابودی قطعی است.
اسرائیل و جمهوری اسلامی در مشکل تعهد معتبر گرفتار شدهاند. اسرائیل نمیتواند اعتماد کند که جمهوری اسلامی از سلاحهایش استفاده نخواهد کرد، و جمهوری اسلامی نیز نمیتواند اعتماد کند که اگر این سلاحها را کنار بگذارد، اسرائیل دست به اقدام نزند. هر دو طرف حق دارند بدبین باشند، و این بدبینی فقط از طریق جنگ رفع میشود.
با وجود شهرت ترامپ به معاملهگری، آمریکا راهی برای مهار مسالمتآمیز این درگیری ندارد. مشکل تعهد معتبر حتی در صورت دستیابی آمریکا و جمهوری اسلامی به توافق نیز باقی خواهد ماند.
اگر جمهوری اسلامی به ترامپ وعده بدهد که به توسعه سلاح هستهای ادامه نخواهد داد، اسرائیل دلیل کافی خواهد داشت که آن را دروغ بداند و همچنان موشکهای بالستیک را تهدیدی وجودی تلقی کند. اگر ترامپ در ازای اینکه جمهوری اسلامی موشکها و نیروهای نیابتی را کنار بگذارد وعده دهد بهدنبال تغییر رژیم نخواهد رفت، جمهوری اسلامی نیز دلیلی کافی خواهد داشت که او را دروغگو فرض کند و همچنان از حمله اسرائیل بترسد. هیچیک به دیگری اعتماد ندارد و هر دو بقای خود را در خطر میبینند.
اکنون تنها انتخاب آمریکا این است که برای درگیری پیشرو چگونه جایگاهش را تعیین کند. اگر دولت ترامپ روی تلاش برای راهحل صلحآمیز پافشاری کند، عملا خود را از معادله کنار خواهد گذاشت. ترامپ یا توافقی نیمبند با جمهوری اسلامی امضا خواهد کرد یا ویتکاف و کوشنر را برای نشستهای پیدرپی به سراسر جهان خواهد فرستاد؛ و در نهایت، اسرائیل به این نتیجه خواهد رسید گزینه دیپلماتیک به پایان رسیده است. به ایران حمله خواهد شد، آمریکا از «تجاوز» گله خواهد کرد، و پس از پایان جنگ، هیچ اهرمی برای تعیین نتیجه نخواهد داشت.
در مقابل، اگر آمریکا بپذیرد این مذاکرات نمیتواند موفق شود و همراه اسرائیل علیه جمهوری اسلامی اقدام نظامی کند، دستکم امکان شکلگیری خاورمیانهای آرامتر را ایجاد میکند. این لزوما بهمعنای تغییر رژیم نیست؛ اگر جمهوری اسلامی در معرض فروپاشی جدی قرار گیرد، احتمال پذیرش شروط اسرائیل بسیار بیشتر خواهد شد. اما تا زمانی که این تهدید واقعی نباشد، جمهوری اسلامی انگیزهای برای همکاری نخواهد داشت.
امیدوارم دولت ترامپ خلاف این را ثابت کند. اما در حال حاضر به نظر میرسد بدون جنگی دیگر، صلحی در کار نخواهد بود.
ترجمه از تایمز اسرائیل

