علی خامنهای، رهبر پیشین جمهوری اسلامی ایران، آخرین نفسش راــ که احتمالا با خفگی همراه بودــ روز شنبه کشید، اما بذر مرگ او در حمله مشترک اسرائیل و آمریکا، سالها پیش و در مکانی دور از مقر او در تهران، کاشته شده بود.
فرایندی را که به کشته شدن خامنهای منجر شد، میتوان تا هفتم اکتبر ۲۰۲۳ ردیابی کرد؛ زمانی که گروه شبهنظامی حماس زنجیرهای از وقایع را رقم زد که سرانجام در پی مجموعهای از تحولات پیچیده، به آغاز جنگی از سوی اسرائیل و ایالات متحده با هدف برچیدن حکومتی انجامید که او رهبری آن را دههها بر عهده داشت.
البته میتوان از این هم عقبتر رفت و به زمان تصمیمی رسید که خامنهای حدود یک دهه پیش اتخاذ کرد تا از حماس حمایت و توانمندیهای آن را تقویت کند؛ تصمیمی که بخشی از پروژه چند دههای او برای ایجاد شبکهای از نیروهای نیابتی مسلح در سراسر خاورمیانه بود، اما سرآغاز پایان جمهوری اسلامی شد.
تا قبل از آن، خامنهای شبکهای از گروههای شیعه در عراق، لبنان و فراتر از آن را در اختیار داشت که عموما همچون سربازان کاملا وفادار به آرمانهای او عمل میکردند، اما حماس سنی بر استقلال خود تاکید داشت و روابط تهران با حماس دستکم از سال ۲۰۱۲ تیره شده بود؛ یعنی زمانی که این گروه از مخالفان سنی رژیم بشار اسدــ که تهران از او حمایت میکردــ پشتیبانی کرد.
با این حال در سال ۲۰۱۷، خامنهای به نشانههای یک تغییر کلیدی واقف شد؛ شش سال پس از آغاز جنگ داخلی خونین سوریه، حماس دو رهبر جدید را برگزید که چهرههایی نزدیکتر به تهران شناخته میشدند: اسماعیل هنیه بهعنوان رهبر دفتر سیاسی حماس در قطر و یحیی سنوار، فرمانده نظامی قدرتمند جدید در غزه.
با روی کار آمدن رهبران جدید، خامنهای اسد و حماس را آشتی داد. بازیگران اصلی هم این روابط احیاشده را ستودند؛ روابطی که حماس را بار دیگر به محور جمهوری اسلامی بازگرداند. حمایتهای جمهوری اسلامی از حماس تا آنجا پیش رفت که سنوار تهران را «بزرگترین حامی مالی و نظامی» حماس نامید و افزود که «حمایت نظامی تهران از حماس و گردان القسام راهبردی است». او تاکید کرد که این رابطه «به شکلی فوقالعاده بازسازی شده و به دوران پیشین خود بازگشته است».
امیرعلی حاجیزاده، فرمانده نیروی هوافضای سپاه پاسداران، نیز با افتخار گفت: «تمام موشکهایی که ممکن است در غزه و لبنان ببینید، با حمایت ما ساخته شدهاند.»
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
در شرایطی که اسرائیل آشکارا از هرگونه تهاجم زمینی گسترده به غزهــ که میتوانست بقای حکومتش را به خطر اندازدــپرهیز داشت، سنوار با پشتوانه تهران و در ادامه دوحه، بیشازپیش جسور شد. او به تقویت قابلیتهای نظامی حماس ادامه داد و معتقد بود که اگر جنگی با اسرائیل آغاز کند، جمهوری اسلامی شبکه نیروهای نیابتی خود را وارد میدان خواهد کرد و اسرائیل را به زانو درمیآورد.
سنوار در هفتم اکتبر ۲۰۲۳، این طرح را به اجرا درآورد و حماس طی حملهای غافلگیرانه، هزار و ۲۰۰ نفر را در جنوب اسرائیل قتلعام کرد و ۲۵۱ گروگان را با خود به غزه برد.
حمله سنوار اوج قدرتنمایی محور موسوم به مقاومت محسوب میشد، اما در واقع آغازی برای پایان حکومت علی خامنهای شد. عملیات «طوفان الاقصی» اگرچه یک سونامی ایجاد کرد، موج آن نه اسرائیل، بلکه نیروهای نیابتی تهران را از مرزهای آن شست و در نهایت خامنهایــ و احتمالا بهزودی کل جمهوری اسلامیــ را غرق کرد.
اینکه اسرائیل و جمهوری اسلامی ایران، صرف نظر از آنچه در هفتم اکتبر ۲۰۲۳ اتفاق افتاد، وارد درگیری میشدند، بعید نبود، اما واقعیت این است که اگر پس از هفتم اکتبر، اسرائیل به حماس و سپس حزبالله و سایر نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی حمله نکرده و تهران تا این حد آسیبپذیر نشده بود، حمله به جمهوری اسلامی بسیار دشوارتر و محدودتر میبود.
بنیامین نتانیاهو بیش از یک دهه قبل از هفتم اکتبر، بارها در مورد تهدیدهای جمهوری اسلامی هشدار داد، اما اقدامی نکرد؛ نه علیه برنامه هستهای تهران و نه علیه رژیم حاکم بر ایران. اگر حماس و حزبالله هنوز هم دستنخورده و بیمحابا باقی مانده بودند، اسرائیل اکنون نهتنها با زرادخانه موشکهای بالیستسک جمهوری اسلامی ایران، طرف بود، بلکه باید با دهها هزار موشک شلیکشده از اطراف و ارتشی از تروریستهای مسلح در مرزهایش نیز مقابله میکرد. در چنین سناریویی، نتانیاهو احتمالا با انتقاد بسیاری از اسرائیلیها در داخل روبرو میشد که این اقدام را تحریک غیرضروری تهران و نیروهای نیابتی آن میدانستند، اما حالا دیگر موافقاند که «سر اختاپوس» باید قطع شود.
حمله هفتم اکتبر چهره خاورمیانه را تغییر داد، اما به جای نابودی اسرائیل، ضربهای شد که دومینو فروپاشی شبکه نیابتی جمهوری اسلامی ایران، مرگ مغز متفکر محور مقاومت و احتمالا پایان رژیم حاکم بر ایران را رقم زد.
برگرفته از تایمز اسرائیل

