در تازهترین قسمت از برنامه تحلیل تصاویر دیلیمیل به نام «شواهد تصویری» (Photo Evidence)، کاترین بارنول، کارشناس این رسانه، تصاویر ماهوارهای تازه منتشرشده از ایران را بررسی کرد تا میزان واقعی ویرانیها ناشی از جنگ مشترک آمریکا و اسرائیل علیه این کشور را ارزیابی کند و با بررسی موشکافانه شواهد موجود از حملاتی که به کشته شدن علی خامنهای، رهبر پیشین جمهوری اسلامی، انجامید تا حملات ویرانگر به پایگاههای دریایی سپاه پاسداران که از تنگه هرمز محافظت میکنند، مشخص کند آیا درخواست دونالد ترامپ برای تسلیم بیقیدوشرط جمهوری اسلامی ایران واقعبینانه است یا نه.
یکی از اهداف اصلی عملیات «غرش شیر» اسرائیل و «خشم حماسی» آمریکا که روز شنبه ۲۸ فوریه (۹ اسفند) آغاز شد، نابودی کامل توان هستهای جمهوری اسلامی اعلام شد.
گزارشها تا پیش از جنگ ۱۲ روزه در ژوئن ۲۰۲۵ــ که در آن اسرائیل مشخصا تاسیسات هستهای جمهوری اسلامی را هدف قرار دادــ حاکی از آن بود که رژیم ایران با تولید مواد هستهای در سطح تسلیحاتی تنها یک هفته فاصله دارد.
در طول جنگ ۱۲ روزه، تاسیسات غنیسازی اورانیوم نطنز هدف حمله قرار گرفت. با این حال تهران تلاش کرد این مرکز را بازسازی کند. همین موضوع باعث شد که در نخستین موج حملات مشترک آمریکا و اسرائیل در ماه جاری، نطنز بار دیگر به یکی از اهداف اصلی تبدیل شود.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
نطنز در مرکز ایران قرار دارد و محل یک تاسیسات بزرگ غنیسازی اورانیوم است. در این مرکز، اورانیوم با غنای پایینــ که در تولید سوخت هستهای استفاده میشودــ به مواد با غنای بالا در سطح تسلیحاتی که در ساخت بمب به کار میرود، تبدیل میشود.
بارنول دراینباره چنین توضیح میدهد: «یکی از دلایل اصلی که ترامپ برای آغاز این جنگ مطرح کرد، نابودی تاسیسات هستهای ایران و جلوگیری از دستیابی این حکومت به سلاح هستهای بود. سایت نطنز در جریان جنگ ۱۲ روزه بهشدت بمباران شد و احتمالا بخش زیادی از تجهیزات آن آسیب دید یا نابود شد. از آن زمان، ایران تلاش کرد این مرکز را تعمیر کند، هرچند بعید است که به ظرفیت کامل عملیاتی بازگشته باشد.»
او ادامه میدهد: «با این حال، این موضوع مانع از آن نشد آمریکا و اسرائیل دوباره آن را هدف قرار ندهند. تصاویر ماهوارهای که ۲ مارس گرفته شدهاند، نشان میدهند ساختمانهایی که روی ورودیهای این تاسیسات ساخته شده بودند و محل ورود خودروها و کارکنان را میپوشاندند، کاملا با خاک یکسان شدهاند. آمریکا و اسرائیل با هدف قرار دادن این مرکز برای بار دوم، مصمم بودند اطمینان حاصل کنند این حکومت در آستانه فروپاشی، پیش از نابودی کامل نتواند با عجله برای ساخت یک سلاح هستهای اقدام کند»، زیرا به گفته بارنول، یکی از بزرگترین نگرانیهای جنگ کنونی این است که حکومت ایران در فرصت باقیمانده تلاش کند هر مقدار اورانیومی را که در اختیار دارد، به یک بمب تبدیل کند.
او یادآور میشود که پیش از جنگ ۱۲ روزه، تصور میشد زمان گریز هستهای (breakout time) ایران، یعنی مدت زمانی که لازم دارد اورانیوم با غنای بالا را به مواد در سطح تسلیحاتی تبدیل کند، فقط یک هفته باشد و اگرچه اکنون میتوان تقریبا با قطعیت گفت که این زمان پس از جنگ ۱۲ روزه، طولانیتر شد، ممکن است همچنان آنقدر کوتاه باشد که آمریکا و اسرائیل را نگران کند.
او میگوید که یکی از اهداف کلیدی این حملات این بود که ذخایر اورانیوم با غنای بالا و سانتریفیوژها زیر آوار و در اعماق زمین مدفون شوند (حتی اگر نابودی کامل آن ممکن نباشد) تا دسترسی به آنها دشوار شود.
بارنول در پایان نتیجه میگیرد اگرچه تصاویر ماهوارهای آسیبهای بسیار شدید به زیرساخت هستهای ایران را نشان میدهند، هنوز نمیتوان با قطعیت گفت که جمهوری اسلامی دیگر قادر به تولید سلاح هستهای نیست، با این حال کاملا روشن است که برای نخستین بار در دهههای اخیر، مسیر رژیم ایران برای دستیابی به بمب هستهای، طولانیتر و نامطمئنتر از همیشه شده است.

